خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
335
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
الف ه . در اين مطلوب اشتراك در اصغر كه بگوييم : كل د ج ، منتج نيست . و نيز اگر مقدمهء دوم كه كل ب د باشد ، مشترك در اصغر باشد ، منتج در مطلوب نخواهد بود . اما اگر مطلوب با اكبر اشتراك داشته باشند ، مانند كل ب الف و مقدمهء ديگر كل د ب باشد ، بايد بگوييم كه كل ج د يا مقدماتى كه منتج اين مقدمه هستند ، حذف شدهاند . اگر مقدمهء اوّل ، كل الف ب باشد ، با مقدمهء ديگر ، كل د ب ، نمىتواند منتج مطلوب باشد ، زيرا اين مطلوب فقط از يك ضرب شكل اوّل حاصل مىشود و در آن ضرب حتما اوسط بايد محمول اصغر و موضوع اكبر باشد . اگر مطلوب سالبهء كلى باشد ، مانند لا شىء من ج الف ، مقدمهاى كه با مطلوب اشتراك دارد مىتواند هم موجبه و هم سالبه باشد . موجبه مشارك با اصغر باشد ، مانند كل ج ب ، يا مشارك با اكبر ، مانند كل الف ب . اما نمىشود كه كل ب ج يا كل ب الف باشد . مقدمهء ديگر موجبه ، با كل ج ب ، كل ب د است . مقدمهاى كه محذوف است ، مىتواند يا لا شىء من ج د بوده ، يا عكس آن يا آنچه از تأليف آن يكى از ايندو لازم بيايد ، باشد . اگر مقدمهء ديگر سالبه باشد ، با كل ج ب ، لا شىء من د ب يا عكس آن باشد و مقدمهء محذوف غير از كل الف د يا چيزى كه منتج اين مقدمه باشد ، نخواهد بود . مقدمهاى كه با كل الف ب مىباشد لا شىء من د ب يا عكس آن است . در همه حال ، مقدمهء محذوف ، كل ج د يا آنچه منتج آن است ، خواهد بود . اگر مقدمهاى كه با مطلوب اشتراك دارد ، سالبه باشد ، ممكن است يكى از اين چهار گونه باشد : لا شىء من ب ج ، و لا شىء من ج ب ، لا شىء من الف ب ، لا شىء من ب الف . در صورتهاى اول و دوم كه اشتراك به اصغر است ، مقدمهء ديگر حتما كل د ب بوده ، مقدمهء محذوف يا كل الف د يا چيزى كه منتج اين مقدمه است ، خواهد بود . در صورتهاى سوم و چهارم كه اشتراك به اكبر است ، مقدمهء ديگر حتما كل د ب بوده ، مقدمهء محذوف هم كل ج د يا چيزى كه منتج آن باشد ، است . زيرا انتاج اين مطلوب به جز چهار ضرب از مجموع سه شكل امكانپذير نيست . اگر مطلوب جزئى باشد ، موجبه يا سالبه آن را بايد به همين نحو قياس كرد . اما قسم دوم كه هريك از آندو مقدمه با مطلوب مشترك بوده ، ولى ميان خود دو مقدمه اشتراكى وجود ندارد . در اين قسم حتما بايد ميان آندو مقدمه ، مقدمهاى